مقاومت به حشره کش ها ومدیریت مقاومت

بنا به تعریف،مقاومت به حشره کش ها ویژگی ارثی است که به حشره امکان می دهدتا پس از تماس با دوزی که به طور معمول مرگبار است همچنان به حیات خود ادامه دهد.بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی که در سال ۱۹۵۷ارائه شده است مقاومت عبارت است از:توانایی توسعه یافته یک گونه از حشرات برای تحمل دوزی از ماده سمی که برای اکثر افراد جمعیت طبیعی همان گونه مرگبار باشد.

برای اطمینان یافتن از سودمندی طولانی مدت یک حشره کش لازم است دربرابرتوسعه مقاومت محافظت لازم را ایجاد کنیم.مدیریت مقاومت بکارگیری مجموعه ای از روشها برای جلوگیری از افزایش سطح مقاومت یا به تعویق انداختن آن است.درغیر این صورت باید آن آفت کش را از رده خارج نمود.روش های مدیریت مقاومت می تواند از توسعه مقاومت در جمعیت ناقلین جلوگیری کرده،سرعت توسعه آن را تقلیل داده و موجب شود که گونه های مقاوم به سطح حساسیت بازگردند.تاکتیک های مورد استفاده برای مدیریت مقاومت در جمعیت ناقلین شامل اقدامات زیر است.

۱-ایجاد تنوع در دوزهای مورد استفاده همراه با کاربرد متناوب آفت کش های مختلف.۲-کاربرد محلی آفت کش ها به جای کاربرد وسیع آنها به عبارت دیگر محدود کردن استفاده از آفت کش ها در محل هایی که سطح انتقال بالاست.۳-سمپاشی به صورت محلی فقط در زمانی که بیماری آندمیک منتقله بوسیله ناقلان وجود داشته باشدویا الودگی به آفات بهداشتی وجود داشته باشد.۴-استفاده از سمومی با ماندگاری کمتر.۵-هدف قرار دادن مرحله ای مشخص از حشره هدف به عنوان مثال استفاده از شیوه هایی که حشره بالغ ویا حشرات ماده یا نر را میکشد به جای کاربردروش هایی که هر دوجنس یا تمام مراحل چرخه زندگی حشره هدف را از میان می برد.۶-استفاده از فرمولاسیون توسعه یافته حشره کشها.۷-استفاده از سینرژیستها.۸-اجتناب از بکارگیری فرمولاسیون هایی که آرام رها میشوند.۹-شناسایی آفت کش های جدید با جایگاه فعال جانشین.۱۰-استفاده از شیوه های کنترل غیر شیمیایی.